بردیابردیا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

ماجراهای پسرم

الزامات نشستن

بدیهی است که نشستن هم مثل هرکاری الزاماتی دارد که مهترین آنها توانایی داشتن سکون برای حتی چند ثانیه می باشد( زمانی که لازم است نشیمنگاه بر روی زمین قرار گیرد) و وقتی کسی نمی تواند موقع نشستن فکر خود را از اینکه مزه انگشت شصت پایش آیا همان است که بود؟! یا شکل های روی تشک چه مزه ای دارند یا جلوتر از جائیکه نشسته چه خبره، منحرف کند!! پرواضح است که نشستن او اینچنین می شود!!!!!!!!!!!! ...
2 آذر 1392

دست و پاهای کوچولو

دلم می خواد یه روز ببینم این دست و پاهای کوچولوت ، دست و پاهای یه مرد بزرگ و مستقل هستن. به امید اون روز تمام تلاشمون رو می کنیم عزیزم ...
1 آذر 1392

هاپو سبزه عزیز می شود!!!!

بردیا از وقتی دنیا اومد موقع خواب خودش رو می چسبوند به من . حتی وقتی چند روزه بود دقایقی از خوابش نگذشته بود که می دیدیم به طور نامحسوس ! حرکت کرده و خودش رو به من رسونده (البته فاصله خیلی کم بود ولی به طرف من کج می شد) و چون رو سطح شیب دار می خوابوندیم(زیرش بالش می ذاشتیم) قل می خورد می افتاد طرف من!!!! بعدش هم همین ماجرا ادامه یافت تا اینکه دو روزی هست وقتی می خوام تو تختش بخوابونم به راحتی هاپو سبزه رو بغل می کنه و می خوابه! و اینگونه شد که هاپو سبزه با مامان عوض شد!!!!!! اینم عکسش ...
1 آذر 1392

عسل آقا تندرو!!!

چند روزی میشد که بردیا با روروئکش جابجا می شد اما کنترلش و جهت دادن  بهش زیادم براش راحت نبود. از دیروز وروجک خان یاد گرفته جهت رو با فشار تنه اش معلوم میکنه و با یه پاش مثل اسکیت سوارها به سرعت خودش رو به جلو سر میده !!!  جالبش اینه که وقتی هیجان زده میشه به معنی واقعی کلمه دست و پاش رو گم میکنه و به چپ و راست می ره الهی زودتر راه رفتنت رو ببینم مامان ...
29 آبان 1392

بردیا وقتی زیر آفتاب چرت میزنه!

نکت اینجاست از روز اولی که سوار کالسکه شده حال میکنه پای راستش رو بذاره اینجائیکه مشاهدخ می کنید.جالبه وقتی بیرون میریم مودب میزاره پایین اما تو حیاط حتما اینطوری میشینه!!!!!! ...
27 آبان 1392