بردیا و شیرخوردن!!
قبل از اینکه بردیا به دنیا بیاد همینکه فهمیدم شیر دارم که بهش بدم خیالم راحت شد. با خودم فکر کردم خدا رو شکر حالا با خیال راحت بچه ام رو با شیر خودم تغذیه می کنم ولی غافل بودم که شیر داشتن فقط یکی از پارامترهای شیر دادن است! شرط لازم است اما کافی نیست!!!!
از روز اول تازه فهمیدم شیردادن به همون راحتی که شنیده می شه نیست! شیر دادن یعنی 2 تا 3 ساعت متوالی یک ربع یکبار شیر دادن چون بچه وسطش خوابش می بره و با هیچ کلکی هم بیدار نمیشه!!!! علاوه بر زخم و درد و بقیه ماجراها که تا سه ماه ادامه داشت!!!
خوب همه گفتن بزرگتر که بشه راحتتر میشه ولی قصه ما طور دیگری روایت میشه! آقا بردیا هر چی بزرگتر میشه فقط روش وروجک بازیش موقع شیر خوردن عوض میشه. تا ماه دوم حال می کرد دو تا مک بزنه و بره حالت ریلکسیشن! تا 4 ماهگی با شیر سر و صورتی صفا می داد و فعلا هم پس از آموختن معلق زدن و قل خوردن کیف می کنه موقع شیر خوردن عملیات آکروباتیک انجام بده و بعد با رضایت به من نگاه کنه که دیدی چه فنی زدم مامان!!!!
خدا ماه های بعدی رو به خیر کنه!!!


بردیا و شیرخوردن!!
