بردیابردیا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

ماجراهای پسرم

نشست!!!!

1392/6/17 17:25
نویسنده : آزاده
228 بازدید
اشتراک گذاری

٣ روز مونده بود تا به صدمین روز تولدش برسه،از صبح وقتی رو پام یا رو متکا تو تختش بود یه ور می شد البته به سمت بالا. ساعت ٧ غروب بود که درحالیکه دستش رو گرفته بودم نشست و کلی خندید.

همون موقع باباش و مامان و بابا بزرگش هم اومدن.نشوندمش کنار مبل که از پشت تکیه گاه داشته باشه، نشست و با هاپو سبزش مشغول صحبت شد!!!!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله لیلا
19 شهریور 92 10:18
آخی من خاله شدم. بلا حالا زوده واسه این کارا.