بردیابردیا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

ماجراهای پسرم

ماما

1392/6/20 17:42
نویسنده : آزاده
251 بازدید
اشتراک گذاری

خیلی عجیبه اولش فکر می کردم اشتباه می شنوم اما باباش هم همین رو می گفت و من انکار می کردم

ولی واقعا انگار حقبقت داره، کاش در مورد بقیه بچه ها هم می دونستم .

این فسقلی وقتی واقعا درد داره تو جشمهای من نگاه می کنه و یه صدایی شبیه ماما در میاره که سایر اوقات این صدا رو درنمیاره.عجیب نیست؟؟؟!!!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

خاله معصومه
21 شهریور 92 3:00
مامان آزاد شک نکن، پسرت میگه "مامان" دیگه. چه جوری میخوای بگه تا باورت شه؟
آزاده
21 شهریور 92 10:39
سلام خاله خارجی خوبین؟ برات میل فرستادم فکر کنم به دستت نرسید. دلمون براتون تنگ شده انشالله موفق باشید
مامان پوریا جون
21 شهریور 92 21:00
سلام گل پسر خوشکلی دارین امیدوارم بودنش همراه با خیر و برکت باشه. لطفا به وبلاگ گل پسر منم آقا پوریا یه سری بزنید . نظرتون واسمون مهمه.
آزاده
22 شهریور 92 11:09
سلام ممنون از نظرتون فقط اگه آدرس وبلاگتون رو بگید خوشحال میشیم بتونیم ببینیم
خاله لیلا
27 شهریور 92 12:07
شک نکن جیگر! راستی اگه روی کلمه ی سایت تو نظر قبلی کلیک کنی وبلاگ آقا پوریا رو می بینی. باز من خودم رو نخود هر آشی کردم! ببینم داری حال می کنی با پسرت مگه نه. مامان شدن چه مزه ایه؟ خله شدن که خوبه، عالیه