بردیا ماست می خورد!!!!!!!
دریا !!!!
چند وقتی بود هر وقت قصد می کردیم بریم کنار دریا بارون می بارید!!! بالاخره این جمعه دل رو زدیم به هوای نیمه ابری و به همراه بابا بزرگ و مامان بزرگ بردیا رفتیم کنار دریا. بردیا برای اولین بار دریا رو دید . اول تو حال و هوای سه گاهی که تو راه گوش کرده بودیم ، بود و از عرش به فرش نیومده بود ولی یه مدت بعد دریا رو دید و محو تماشای موج هایی شد که نزدیک می شدند و بعد محو می شدند. توراه برگشت هم شیرش رو خورد و راحت خوابید.
آیینه
وروجک خان داشت تو آیینه خودش رو نگاه می کرد تا منو دید دارم ازش عکس میگیرم غش غش خندید! ...
بالاخره سینه خیز رو به جلو!
بالاخره یاد گرفتم چطور سینه خیز رو به جلو برم . تا حدودی خیالم راحت شد!!!! آخه هر چی رو هدف می گرفتم برم سمتش ازش دورتر می شدم!!! شما بگین اعصاب می مونه برا آدم ؟ اونوقت مامانم می گفت کمتر داد بزن!!! حالا هدفم چهار دست و پا رفتنه و گفته باشم اگه زود یاد نگیریم داد می زنم!!!
وقتی می خنده دنیا می خنده
خواب راحت
عکس های اولین مهمونی
اینم عکس های اولین مهمونی که خاله فائقه زحمتش رو کشیده آقایون از راست به چپ ، وروجک مامان (بردیا )و آقا پارسا (مرد خوش تیپ عکس) عزیز خاله خانم کوچولو: پانته آ خانم گل گلاب قند عسل خاله ...
اولین بازرسی دقیق باغچه توسط بردیا انجام شد!!!
امروز برای اولین بار بردیا یک بازرسی دقیق از باغچه خونه انجام داد! اول یه دوری اطراف باغچه زدیم که توجه ش به درخت ها جلب شد(یعنی تا کمر خم شده بود طرف درخت ها). بعد من به صورت آکادمیک شروع کردم به شرح برگ و شاخه و میوه درخت پرتقال! بردیا هم کم کم دست هاش رو برد سمت درخت و برگ ها و پرتقال رو لمس کرد. همین گردش علمی در مورد بوته یاس و درخت خرمالو هم انجام شد. به درخت خرمالو که رسیدیم بردیا که شیر شده بود یه شاخه رو با برگ و میوه سمت خودش کشید! تذکر: در ابتدای گردش علمی فقط موارد مطالعه رو ناز می کرد!! بعد ناغافل حمله کرد سمت برگ خرمالو به طرفه العینی از وسط برگ به اون بزرگی رو کند و برد به دهنش که من دم در ورودی دهان ازش گرفتم و طفلکی بچه ...
سینه خیز از نوع دنده عقب
خب اینم یه جورشه ! سینه خیز از نوع دنده عقب!!! و ما به جای اینکه مراقب برخورد از جلو با اشیا باشیم باید حواسمون باشه پشت سرش چه خبره و با توجه به اینکه درجا 360 درجه می چرخه تا به هدفش برسه و امکانم داره وسط راه هدفش عوض بشه من اصولا در پیش بینی حرکاتش سرگیجه می گیرم !!!! ...









