غلتیدن
دیشب این پسر من خوابش نمی برد و مثل همیشه که وقتی هر مشکلی داره گره رو با شیر خوردن حل می کنه !!! هی شیر می خورد. صبح به همین امر مشغول بود که شیر پرید تو گلوش. یه ورش کردم و می خواستم بلندش کنم که یهو مثل قرقی چرخ زد و برگشت رو به تشک و شروع کرد برای حرکت تلاش کردن!!! پنکه پای تخت رو هدف گرفت و به سرعت نود درجه چرخید !!! وروجک هنوز چشماش خواب آلود بود اما کلی ذوق کرد!!! و تازه من فهمیدم که دو شبه داره برا این حرکت نقشه میکشه واسه همین خوابش نمی بره!!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


غلتیدن
